ببـــــــار بــارانـــــ ــ ــ ــ

ببار بر سر همه آنان که ایستاده اند زیر آسمان تنهایی

سلام

پرشین ................... است. (استفاده از هرگونه واژه ای در جای خالی آزاد است.)

پرشین جان! با ما هم آره؟!!

نظرایی رو که خوردی حالا هیچ .. ولی دیگه چرا نظرات رو غیر فعال کردی؟!    

مطلب هم که به سختی میشه گذاشت از بس که اذیت میکنی:| 

خو میخوای در اینجا رو تخته کنی بگو ما هم تکلیفمون رو بدونیم :|

کلی  حرف واسه گفتن دارم و واقعا حیف که پرشین یاری نمیکنه :(

شاید نشه که دیگه اینجا بنویسم .. اومدم بگم دوستای گلم به یادتون هستم .. البته اگه هنوز کسی اینجا رو میخونه:(  و دلم واسه همه اون روزهای خوبی که باهاتون داشتم تنگ میشه .. درسته پرشین بدیهایی داشته ولی باعث شد به واسطه ی وبم با دوستای نازنینی آشنا بشم و حتی تو یه مورد دوستی مجازی تبدیل به واقعیت شد و الان من بهترین دوستم توی دنیای واقعی رو مدیون پرشین هستم ..

دلم براتون تنگ میشه :(

امیدوارم هر جا که هستین زندگی و ایام بکامتون باشه و موفق و پیروز باشید .

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٤/٢٤ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

حـــــرم که باشی…

بـــــــاران هـم که ببارد…

نــور علی نــور می شود هوای دلتــــــــ…

کافیستــــــ بایستی مقابل گنبــد…

ورودی صحـــن گوهــرشاد…

سرتــــــ را بالا بگیری و هـی نگاه کنی و

هی بـــــاران ببارد و هـی خیــــس شود نگاهتــــــ…

کافیستــــــ بـــــاران حایل شود میان نگاه تـــــو و گنبـد زرد طــــلا…

 

- آدم معتقدی نیستم .. ولی وقتی اسمش میاد چشمهام رو میبندم و دلم میخواد اونجا باشم و یه عالمه حس خوب میاد سراغم .. دوسش دارم شاید چون خاطراتِ خوبی رو برام زنده میکنه ، شاید چون مهربانی پدرم تو اون سفر خاطره انگیز رو به رخم میکشه و جای خالیِ این روزهاش رو ..

- دلم خواسته امروز که روزِ تولدتِ یه چیزی ازت بخوام .. میشه به پدرم کمک کنی ؟ .. دلم میخواد سالِ دیگه روز تولدت با پدرم بیام سراغِ اون همه حسِ خوب ..

- اگه با دیدن این عکسِ زیبا ، اون ته ته های دلتون یه حس خوب اومد ، لطفا برای پدرم دعا کنید ..

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٤ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

یک روز دختری خواهم داشت شبیه خودم , با چشمهایی که همه دنیایش از پشتش دیده می شود ; خودم فدای صورت ماهش میشوم ...

اما کاش روحش به پدرش برود! مثل مردها شود و همیشه از پس هر زمین خوردنی بر خیزد ...

مهربانی را یادش می دهم , اعتماد را هم اما یادش می دهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند , حتی خطاهایش را , آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند...

نمی گویم دخترم بترس از مردها ، می گویم بترس از گرگها ، مردها که گرگ نیستند! 

پدرت فرشته ای است که روزی روح تنهای مرا لمس کرد و خواستم راه را تنها نروم .

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم ... اما بسیار قوی تر , بسیار بخشنده تر , بسیار مهربان تر 

درست شبیه پدرش...

- این پست رو دیروز میخواستم آپ کنم که وقت نشد .. روزتون مباااااااااااارک دوستای گل گلی ام قلب

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٢٦ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

و "قاف" حرف آخر عشق است

آنجا که نام "تو" آغاز می‌شود

و "قاف" حرف اول "قلب" است

آنجا که نبض واژه‌های تو دلتنگ می‌شود

و "قاف" حرف اول "قله" است

آنجا که بادبان غزل‌هات باز می‌شود

و "قاف" حرف اول "قاصدک" است

آنجا که شعر برای تو پرواز می‌شود

قیصر امین پور

- باران صبح نم نم می بارد و تو را به یاد می آورد که نم نم باریدی و ویران کردی خانۀ کهنه را. / شمس لنگرودی

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٩ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

بی نیاز است ز ِ هر ترجمه و تفسیری

سوره ی اشک که از چشم تو نازل شده است

شک ندارم که به معراج مرا خواهد بُرد

آن نمازم که به لبخند تو باطل شده است 

یاسر قنبرلو

- برای اینکه قهرمان زندگی خودت باشی،لازم نیست حتما تو زندگیت اتفاقای فوق العاده بیافته یا اینکه جوون باشی یا خیلی خاص، میتونی خودت باشی و فقط زندگی کنی .. / زویا پیرزاد

آدم ها همه ماهند ..  نیمه ی تاریک شان را به دیگران نشان نمی دهند .. آدم ها ماهند .. / عباس معروفی

 - جمعه عروسیِ دوستِ همسرم بود (البته در پایتخت) که همون جمعه رفتیم و برگشتیم و ساعت 7 صبح دیروز خونه بودیم .. آها اینو گفتم که بپرسم ، به نظرتون روبوسی عروس خانوم با دوستِ همسرش چیزِ عادیه ؟!  آخه دست دادن حالا یه چیزی و باز هم قابلِ هضمِ ولی آخه روبوسی :| به این میگن روشن فکری یا بی غیرتی؟!

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/٤ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

بس حلقه زدم بر در و حرفی نشنیدم

من هیچکسم یا که درین خانه کسی نیست؟


بیدل شیرازی

- دروغ گفتن فقط این نیست که حرفی بزنیم که راست نیست! دروغ گفتن در ضمن و علی الخصوص، گفتن چیزی بیش از آن است که راست است و حقیقت دارد! و در مورد قلب آدمی، به زبان آوردن چیزی بیش از آنی که احساس می‌کند!  / آلبر کامو / بیگانه 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢۱ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ،

ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﻯ ﺧﻴﻠﻰ ﺩﻭﺭ ،

ﺍﺯ ﺗﻪِ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ،

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ

ﺑﺎﻳﺪ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ !!!

ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﻫﻤﺪﻡ،

ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﻭﺳﺖ،

ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﺭﻓﻴﻖ،

ﺍﺻﻸ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ﺟﺎﻥِ ﺷﻴﺮﻳﻦ !!!

ﺩﺭﺳﺖ ﻣﻰ ﻧﺸﻴﻨﻨﺪ ﺭﻭﻯ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﻯ ﺩﻝِ ﻫﻢ ،

ﺣﺮﻑ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻳﻚ ﺟﻮﺭِ ﺧﻮﺑﻰ ﺩﻟﻨﺸﻴﻦ ﺍﺳﺖ،

ﺩﻝ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺿﻌﻒ ﻣﻰ ﺭﻭﺩ؛

ﺍﺻﻸ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ !!!

ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ،

ﻫﻰ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻣُﺪﺍﻡ

ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﮓِ ﺁﻣﺪﻥ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ !!!

- روزهای گرم ، شرجی و تکراری تیرماه ،این قدرها قانع کننده هست برای اینهمه بی حوصلگی و آشفتگی؟!

- خواستن یه دوست خوب ، یه مرحم ، یکی که بشه بهش اعتماد کرد و بعضی ناگفته ها رو گفت .. یکی که سرش همش تو گوشیش نباشه .. یکی که هی از آرایشگرش و چیتان پیتانش حرف نزنه (البته توی دنیای واقعیٍ ، نه مجازی) ، خواسته ی خیلی زیادیه یا واقعاَ همچین دوستایی خیلی کم شدن :(((

- ببخشید که امروز رو به راه نبودم و غر دونم پر بود :(((

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٤ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

حقیقت انسان به آنچه اظهار میدارد نیست ،

بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است ،

بنابراین اگر خواستی او را بشناسی ،

نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن ..

زیگموند فروید

- دوستانِ بلاگفاییِ عزیزم دلم براتون تنگ شده :( .. یاسیِ عزیزم ، خوبی؟ جوجه طلات خوبه؟

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢۸ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ توسط بـــارانــــ ــ ــ ــ . . نظرات () |

Design By : Mihantheme